تولد یک ستاره

سلام دوستای خوبم

میدونم از دستم شاکی هستید اما خوب ببخشید دیگه بخدا انقدر سرم شلوغه که وقت سر خاروندن ندارم اما خوب اومدم دیگه؟!!!!!خوبید خوشید؟ماه رمضون چطور بود؟واسه من که عالییییی بود یک ماه رمضون رویایی با ادمای رویایی و تمام چیز های که پارسال از خدا برام برا ورده شد حتی جدایم با دنیا خانوم .چون پارسال شب قدر من از خدا خواستم که خدایا یک کار خوب بهم بده و ... و دعا کردم که اگه قرار ما باهم باشم و نباشیم  رو خودت برامون رقم بزن بیخیییییییییییییییییال.میدونید الان کجام؟قزوینم 3روز مرخصی گرفتم تا بیام قزوین دلم واسه شهرم خیلی تنگ شده بود اما متاسفانه فردا میرم اما اگه مطلب رو خونده باشید فهمیدید که تولد یک عزیزه که برام به اندازه تمام دنیا ارزش داره و اونم حاج رحیم محمدی فرزند علی اکبر نوه حاج عزیز بله تولد پدربزرگمه پدربزرگ گلم90ساله شد امید وارم 12سال سایش بالا سرم باشه و من نباشم که ببینم پدر بزرگم پیشم نیست  و فقط و فقط بخاطر اقا جونم مرخصی گرفتم دعا کنید براش چون بنده خدا سرطان هنجره داره دعا کنید برای کسی که 60ساله تعذیه خوان حضرت امام حسین و یارانشه امید وارم که خوب شه تا دوباره صداشو بشنوم چون دلم برای صداش یک دنیییییییییا تنگ شده

عاشقششششششششششششششم  به امید اینکه پدر بزرگم سالم و سلامت بمونه  عااااااااامین

راستیییییییییییی امروز بابام قبول شد اونم دانشگاه امام خمینی قزوین دانشگاه دولتی اونم رشته مورد علاقش مدیریت صنعتی خوب من که حسابداری بابا که مدیریت پری خواهرم حسابداری مادرم که دیپلمه ریاضی محمد داداشم میخواد ریاضی بخونه اونم چی عمران

خلاصه سرتونو درد نیارم

تا درودی دیگر بدرود    حسبی الله   خدا برای من کافی است 

/ 44 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shahab

سلام داداش خوبی؟ بخدا من همه دوستامو دعوت کرده بودم واسه آژم !!!! نمیدونم چطور شده که تو میگی بهم خبر ندادی ؟!!!!! بخدا شرمندم . شاید جا افتادی ولی عمدا نبوده باور کن . ممنونم بابت حضور مهربونت و متشکرم از تبریکت . مرسی [گل]

SiNA Hp (باران عشق)

به برف و یخبندان خو کرده ام انقدر که میان ان قلب یخی ات مرا سرگردان یه وجب خاک گرم کرده ای حداقل کمی زودتر از سرگردانی مرا نجات میدادی تا به من دیوانه ، عاشق شکست خورده ، پسرک تنها و محتاج محبت نسبت نمی دادند حال این پسرک تنهای،شکست خورده ی عاشق را چه می نامند درست بگو مـــ ن مــــ ن نکن بگو حرفت را من توانم برای شنیدن هر حرفی بالا رفته بــــــــــــــــــگو نمی شنوم ، صدایت به گوشم نمی رسد لال شده ای یا من کرم برایم بنویس همینجا بلند بنویس منتـــــــــــــــــظرم

تندیس تنهایی

با توام ای سهراب ای به پاکی چون آب یادته گفتی به من ... " تا شقایق هست زندگی باید کرد" نیستی سهراب که ببینی شقایق هم مرد دیگه به چی دل خوش بکنم؟ یادته گقتی بهم " به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیاید که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی من.." آمدم... آهسته... نرم تر از پر قو خسته ازدوری راه خسته و چشم به راه یادته گفتی به من " عاشقی یعنی دچار" فکر کنم شدم دچار... تو خودت گفتی ... " چه تنهاست ماهی ، اگه دچار دریا باشه" آره تنها باشه یار غمها باشه یادته گفتی به من " گاهگاهی قفسی می سازم می فروشم به شما تا با آواز شقایق که در آن زندانیست دل تنهائیتان تازه شود... دیگه حتی اون شقایق اسیر قفسه سهراب...! ساحل یک نفسه نیست که باز تازه کنه این دل تنهای منو پس کجاست اون قفس شقایقت؟؟؟ منو با خودت ببر با قایقت راست می گفتی... "کاش مردم دانه های دلشون پیدا بود" آره کاشکی دلشون شیدا بود من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب... تو خودت گفتی بهم " بهترین چیز رسیدن به

Real Love

سلام وب جالب و قشنگی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی

اعظم سبحانی

در گوش دلم گفت فلک پنهانی حکمی که قضا بود ز من می دانی ؟ در گردش خود اگر مرا دست بدی خود را برهاندمی ز سرگردانی [گل]

اعظم سبحانی

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما... نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه می خواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام... [گل]

اعظم سبحانی

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما... نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه می خواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام... [گل]

قلب مهربون

سلام داداش پرویز...خوبی؟ حتما باید آپ بکنی بیای پیشم دیگه...ای ی ی ی ی روزگارررر

سام

عمه ت رشته چی میخونه

sajjad

سلام دوسته عزیز منو که یادته سجادم معروفی یه اهنگه جدید واسه ایام محرم خوندیم خوشحال میشم فردا بیایی و گوش کنی مرسی[گل