خوشحالم

سلام دوستای خوبم خوبید؟؟

این پست رو دارم از یک سرزمینی خیلی دور تر از سرزمین مادریم میفرستم و به

احتمال زیاد واسه همیشه دور از شهر مادریم باشم اما همه جای ایران سرای من است

اینجا استان کرمان شهرستان رفسنجان هستش و من در شهر مس سرچشمه برای

شرکت مس کار میکنم و کمک حسابدار هستمقلبنیشخند خوب یک خورده واسم دوری از 

 شهرم خوبه خاطره های بد ادمای که توش اومدن و بد شدن منو به بدیا سپردن که 

خودش خوب میدونه کیه و حالا معلوم نیست تو اغوش کیه اما بیخیال زندگی من 

داره اهسته اهسته خوب میشه

 میگن خدا گر ببند دری به رحمت گشاید در دیگری حکایت منهنیشخندجون اگه 

 باهاش بودم به این چیزی که هستم نمیرسیدم و امروز خیلی خوشحالم خیلیی  و

خبرای خوبه دیگه ای در راه

بزاز ببینیم کی اخرش پشیمون میشه من که تلاشم و زورمو زدم نیشخند و خدایاااا

 بیامورزش بخاطر تمام سنگ دلی هاش بخاطر جون های که قسم خوردو زد زیرش

خدایا من دیگه ازت صبر نمیخوام

به اون صبر بده تا جون کسای رو که قسم خورده تو نگیری همینو بس

دوستان قول میدم هر 2هفته یک بار وبلاگم اپ شه از این شعرم خیلی استقبال نشد

یک باره دیگه میزارمش

و باز هم میگم حسبی الله خدا برای من کافی است

شبح

نبض تنم بی تو انگار نمیزنه
یه شبح پشت دیوار داد میزنه
داره میاد با سپاه تاریکی
میگه ته خطی,با قلبم حرف میزنه

این شبح بوی عطر تورو میده
داره میگه اون که نیست میشم همدم تو
یه جورای داره تحدید میکنه
توی این خونه هیچی نیست جز خیال تو

نمیدونم تو چرا راضی به مرگ من شدی
نمیدونم تو چرا اینهمه بی وفا شدی
کاش که این شبح نبضمواز من بگیره
کاش میشد من بدونم الان عشق کی شدی

دیگه هم صحبت من شده این ایینه
که مثل من تنهایامو میبینه
یه نفر هست میون ما,دل من دروغ نمیگه
اون شبح بهم نشون داد,اره انگار همینه

نمیدونم چرا هیچ وقت نامهام بدستت نرسید
اگرم رسید چرا جوابی به دستم نرسید؟
تو حوای من بودی,یه زندگی,یه خاطره
ولی این ادمو یادت,داره اتیش میزنه

دارم کم کم,گم میشم از یادت
مثل شبح انگار شده دیدارت
دارم میمیرم تواین خونه تاریک
که فقط مونده ازخورشید یه خطه ممتدوباریک

منم میشینم روبه روی این ایینه
که شاید تقدیر منم اینه
که با یک شبح سر کنم شب رو
منم بو کنم هرروز,این عطرو

که شاید بمیرم با یادت
مثل مجنون برای او لیلا
که اگرداغ گل رومیدونست بلبل
نمیشد این عاشق هیچ وقت تنها

loading...
/ 40 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
المیرا

سلام من اومدم پیش شما اجازه هست لینکتون کنم اگه هست به من تو وبم بگید من باز هم پیش شما میام

گنجشک برفی

سلام دوست عزیز ممنون که سر زدید امیدوارم هرجا که هستید موفق باشید[گل]

محمد حسین

سلام پرویز عزیز با یکی از شعرام اپم خوشحال میشم بیای[گل]

شفق

سلام خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آپممممممممممممم بدو بیا[خجالت]

المیرا

سلام خوبی یه خبر داغ داغ داغ من اپم بیا منتظرم

المیرا

سلام خوبی یه خبر داغ داغ داغ من اپم بیا منتظرم

درنا

سلام مبارکه ایشالله به سلامتی حالا چرا سر از اونجا در اوردی ؟ ایشالله که عاقبت بخیر بشی راستش شعرت خیلی شعر نیست ایراد زیاد داره باید روش بیشتر کار کنی ببخشید جسارت کردم عیدتون مبارک یاعلی

بوی شهادت

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند نام تو رخصت رويش است و طراوت زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند كاش من هم عبور تو را ديده بودم كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند هر کاری داری داری بیا بگو

پرویز

قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست میلاد نرگس برشما وخانواده گرامی باد [گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]